سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دریچه

یکشنبه بود . طبق معمول هر هفته، رزا، خانم نسبتا مسن محله، در حال برگشت از کلیسا بود.

در همین اثنا، نوه دختریش از راه رسید و با کنایه به او گفت :" مامان بزرگ، تو مراسم امروز، پدر

روحانی چی براتون موعظه  کرد؟! "

رزا مدتی فکر کرد؛ سپس سرش را تکان داد و گفت : "عزیزم،حتی یک کلمه اش را هم نمی توانم

به یاد آورم! "

نوه پوزخندی زد و گفت: "تو که چیزی یادت نمیاد ! واسه چی هر هفته همش میری کلیسا ؟"

مادر بزرگ تبسمی بر لبانش نقش بست. خم شد، سبد نخ و کامواش را خالی کرد، به دست

نوه اش داد و گفت: "عزیزم، ممکنه  بری اینو از آب حوض پر کنی و برام بیاری ؟ "

نوه با تعجب پرسید: "تو این سبد؟!  غیر ممکنه! با این همه شکاف و درز داخل سبد !"

رزا در حالی که تبسم بر لبانش بود اصرا ر کرد : "لطفا عزیزم!"

دختر، غرولند کنان و در حالی که مادربزرگش را مسخره می کرد، سبد را برداشت و رفت.

اما چند لحظه بعد برگشت و با لحن پیروزمندانه ای گفت: "من می دونستم که امکان پذیر نیست!

ببین حتی یه قطره آب هم ته سبد نمونده !"

مادر بزرگ سبد را از دست نوه اش گرفت و با دقت زیادی وارسیش کرد گفت :

" آره، راست میگی؛ اصلا آبی توش نیست! اما بنظر میرسه سبد تمیزتر شده، یه نیگاه بنداز ... !! "


نوشته شده در شنبه 88/12/22ساعت 6:23 عصر توسط شیوانا نظرات ( ) |

افرادی که سریع غذا می خورند 2 برابر بیش تر از افراد دیگر در معرض ابتلا به بیماری چاقی قرار دارند . مردانی که سریع غذا می خورند 84 درصد بیش تر از مردان دیگر و زنانی که سریع غذا می خورند 2 برابر بیش تر از زنان دیگر در معرض ابتلا به چاقی قرار دارند.

سریع غذا خوردن برای بدن انسان ضرر دارد و وزن افراد را افزایش می دهد زیرا موجب اختلال در ارسال سیگنال هایی که از معده به مغز می روند و حامل پیام خوردن کافی است می شوند زمانی که فرد سریع غذا می خورد فرمان سیر شدن را متوجه نمی شود و معده خود را به طور کامل پر می کند افراد بهتر است هر لقمه را 20 بار بجوند واین کار باعث افزایش زمان خوردن می شود و روش بهترو سالم تری است .


نوشته شده در شنبه 88/12/22ساعت 9:51 صبح توسط نظرات ( ) |

یک زوج در اوایل66سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی این چنین مثال زدنی هستین و در تمام این مدت به هم وفادار موندین، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین. خانم گفت: اوه! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم. پری چوب جادوییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی …. دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک QM2 در دستش ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت: خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 35 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!! پری چوب جادوییش و چرخوند و... اجی مجی لا ترجی...

و آقا 92 ساله شد!
پیام اخلاقی این داستان:

مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن ، ولی پریها.... مونث هستند !!!!!!!
نتیجه اخلاقی برای اقایون:
اگه یه پری جلوتون حاضر شد مواظب ارزوهاتون باشین!

 

                      


نوشته شده در جمعه 88/12/21ساعت 12:17 صبح توسط هاله نظرات ( ) |

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

 

                  بچه


نوشته شده در جمعه 88/12/21ساعت 12:12 صبح توسط هاله نظرات ( ) |

 

ها می کنم

جاده مه می گیرد

بغض می کنم

جاده ملتهب می شود

اشک که می ریزم

جاده نمناک می شود

و تحملم که تمام می شود

جاده گم می شود

میان نادانسته ها فرو می رود

طاقت می آورم

کمی مه جاده حل می شود

پرسش هایم را که تکرار می کنم

جاده حیران می شود

بی تابی و اصرارم

خاک جاده را می لرزاند

تو را به یاد می آورم

و به همین آسانی جاده دوباره سلام می کند

و باور می کنم

جاده نبود که گم شد،

  من بودم که رفته بودم...


نوشته شده در چهارشنبه 88/12/19ساعت 9:32 صبح توسط نظرات ( ) |

افراد زیادی هستند که همیشه به دنبال هیجان هستند و اقدامات عجیبی را انجام می‌دهند. این بار پسری در سنت پترزبورگ یکی از شهرهای بزرگ روسیه، تصمیم گرفت کار جدیدی را تجربه کند: پرش از سقف یک آپارتمان برروی سقف آپارتمانی دیگر!

                پرش از ساختمان

                پرش از ساختمان

                پرش از ساختمان

                پرش از ساختمان

                       پرش از ساختمان 

در این اقدام شجاعانه (یا احمقانه) این پسر باید فاصله ? متری بین این دو ساختمان را پرواز می‌کرد. نکته قابل توجه دیگر این بود که این دو ساختمان اختلاف سطح داشتند و او می‌بایست ??متر به سوی ساختمان دیگر سقوط می‌کرد! درنهایت او موفق به انجام این کار خطرناک شد!!!!!!!


نوشته شده در دوشنبه 88/12/17ساعت 8:7 عصر توسط هاله نظرات ( ) |

بسیاری در پیچ وخم  یک راه مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما چرا ناتوان از ادامه راهیم . بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه دانسته ای. ارد بزرگ
روزها جریان با ارزش زندگی هستند . وین دایر
دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی . سعدی
اگر گمان کنی دوران تغییر به درازا می کشد، همین گونه خواهد شد. وین دایر
نگاه آدمهای کوچک ، چه زود پر می شود و لبریز .  ارد بزرگ
زمانی دراز نگرانیم که چگونه زنده بمانیم، بعد خود را دل مشغول چگونه نمردن می کنیم این است تمایز هوشمندانه. فروید
به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق روزی سیراب میشود ...ویکتور هوگو
بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید  و پاکی در اشتباهند . ارد بزرگ
مرگ، واژه ای است که به مفهوم پایان یافتن به کار برده می شود. محدودیت ها پایان پذیرند. روح هیچ محدودیتی ندارد. وین دایر
خداوندا بگذار همیشه خواهان انجام آنی باشم که بیش از توان من است . میکل آنژ
عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد در دست زن گریز رای . سعدی
اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت  شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست . ارد بزرگ

نوشته شده در دوشنبه 88/12/17ساعت 11:38 صبح توسط نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5      >

Design By : Pars Skin





کد ماوس